تبليغاتX
دختر مشکی

 بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم


هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم


روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد و بس


اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود

 

بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني که مي خوا ستم10 مي خواستم مامانو 10 تا دوست داشتم خلا صه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود حالا نمي دونم که دنيا چقدره نهايت دوست داشتن چندتاست ده تا بستني هم کفافمو نمي ده خيلي هم طمعه کار شده ام اما مي خوام بگم دوستت دارم مي دوني چقدر؟ به اندازه همون ده تاي بچگي

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 1:42 توسط سلما |

سلام

اگر لطف کنین و روی تبلیغها کلیک کنین ممنون میشم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:32 توسط سلما |

 

ناگفته‌هاي عشق

شور عشق، استارت يا سوخت
شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نكته وجود دارد- مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاهي كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي فعال مي‌شود كه مربوط به �پاداش فوري� است- همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماده‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند، و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت است.
دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و ذكي آمدند همين كار را روي كساني كردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند- همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به �پاداش‌هاي بلندمدت� است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.
نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدكننده‌ي چيزهايي است كه قابل اتكا نيستند، عشق رمانتيك هم كه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌هاي زيادي شده است و چيز قشنگي هم هست قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه قابل اعتماد، اصيل و ماندگار است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 14:32 توسط سلما |

خوب میفهمم که میان ما چقدر فاصله است اما ایمان دارم

           که این فاصله روزی خواهد شکست .ومن دستم را در این

           روزهای دشوار دلتنگی به دست توخواهم داد و با هم لبخند

                                 را تجربه خواهیم کرد

تقدیم به تو که به خاطر وجودت دشوار ترین روزهاو لحظه ها  را تحمل خواهم کرد.

 

این که چه مدت وچقدرازهم دیگردورباشیم بی اهمیت است

                           عشق من کما کان ازآن توست

                             وتا ابدعاشق تو خواهم بود

                              به خاطر توست که اینجام

              چه در روح چه در فکر وچه در جسم

             وبا ریختن قطره اشکی فرشته تو در کنارت خواهد بود .     

 


فراق

ساعت قراق نزدیک است و به دقیقه ها و ثانیه ها هم خواهد رسید .
ولی چکنیم که ثانیه ها می ایند و میروند و ما در این اندیشه که آیا آغازی دیگر وجود دارد لحظه های فراق را پشت سر میگذاریم تا شاید باز لحظه دیدار محیا شود .

برای من فراق خیلی سخت است ،
برای من دوری از تو همانند دوری روح از جسمم مرا به سوی فنا میبرد ،
برای من نبود تو مانند خجری به سینه ام فرو میرود و در می اید و دوباره فرو میرود و این کار ادامه دارد،
برای من فراق از تو یعنی مرگ مغزی است ،
برای من فراق ، خیلی معنی میدهد که در کلمات نمیگنجد ،
برای من فراق ، دوری نیست برای من فراق مرگ است میدونی چرا چون وقتی یه باغچه گلش نباشه ، برای باغچه به جز خاک چی میمونه ؟

ما آدمها همیشه فراق رو تجربه میکنیم ولی از فراق درس نمیگیریم ، نمیدونم چرا
همیشه اونهایی رو که دوست داریم رو اذیت میکنیم ولی وقتی از اونها دور میشیم یا اونها از ما دور م

و چه سخت است لحظه دوری و چه زیباست لحظه دیدار

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:44 توسط سلما |

نه...

من دیگر ناله نمی کنم ، قرنها نالیدن بس است

می خواهم فریاد بزنم!

 

اما اگر نتوانستم سکوت می کنم

خاموش بودن بهتر از نالیدن است ...

 

من پذیرفتم شکســــــــت خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه

است این دل درد اشنا دیوانه است. میروم از رفتن من باش شــــــــــــاد از عذاب دیدنم ازاد

باش گر چه تو زودتر از من میـــــــــــروی آرزو دارم ولی عاشق شوی ارزو دارم بفــــهـــــمی

                                           درد ، تلخی برخورد های سرد را ....


+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 22:19 توسط سلما |